عاشقانه برای پسرم
سلام معجزه آفرینشم ...
امروز مجالی دست داد تا برایت از اینهمه عاشقانه ای که نصیبم کردی بنویسم ...
هیرادم امروز درست111 روز از تولدت می گذرد و این یعنی 111 روز است که من بهترینها را تجربه کردم ...
بهترین نگاه را دیده ام : وقتی تو به من چشم میدوزی و با چشمانت میخندی که یعنی : تو مرا میشناسی ....
بهترین حرکت دنیا : وقتی تو با انگشتان کوچک زیبایت . دست مرا میگیری و بازی می طلبی ...
بهترین رایحه ای که مشامم را نوازش میدهد : عطریست که از زیر گردن تو می تراود و یا
وقتی که بهترین انرژی را با دیدن لبخندت با صداهایی که از حنجره کوچکت خارج میشود میگیرم ...
اینها تنها گوشه ای از اینهمه عاشقانست که نصیبمان کردی ...
از تو ممنونم پسر عزیزم .... از تو بخاطر اینهمه احساس بی نظیر ... اینهمه شوق وصف ناپذیر ....
از تو بخاطر این طعم خوشی که نشانم دادی ... تو که از تمامی شیرینی های دنیا شیرین تری ...
از تو ممنونم ... بخاطر نیمه شبهایی که از خواب با صدای آرامت بیدارم میکنی و یادم می اندازی که من مادر شده ام و به تو از شیره جانم شیر میدهم ... ممنون بخاطر چشمهایت که در تاریکی اتاق ناگهان نگاهم میکنی و بی خوابی که سهل است ...دوست دارم لحظه متوقف شود از اینهمه عشق و احساس ...
بخاطر خنده هایت ... چشمهایت .... از تو ممنونیم قدم رنجه کردی و زیر و رو شد تمام احساسهایمان ...
وای که بر دلم چه میشود وقتی به تو شیر میدهم با دقتی وصف نشدنی مرا از زیر چشمهای آرام و معصومت می پایی و با دستان کوچکت با دستهایم بازی می کنی ...
من برایت تنها آرامش میخواهم و عشق ....
من مادر تو هستم و دوست دارم بدانی از اکنون تا بینهایت آغوشم برای تسکینت ....
گوشهایم برای شنیدنت ... دستهایم برای همدلی کردنت و قلبم برای هر لحظه دیدن و بوییدن و خندیدنت می تپد ...
می خواهم برایت با آرامش ترین و منحصر بفردترین مادر دنیا باشم ... دوستت باشم و همیشه آماده شنیدن آنچه که شاید کسی نتواند براحتی برای مادرش بگوید هستم و باشم .....
خداوند همیشه حاضر و مهربان نگاهبان کلبه سه نفره مان باد و حافظ همیشگی ما


عاشقانه برای پسرم
